خرید بک لینک
غصه نخور ای گل ناز ما هممون مسافریم
دنیا رو با قشنگیاش باید بذاریم و بریم


اگه یه روز دلت شکست از بازیای زورگار
غصه نشست رو سینه ات با آه و درد بیشمار


نگرد بین آدما که هیشکی درمون تو نیس
برای تسکین دلت قلم بگیر و بنویس

برچسب: مسافران,مسافری از هند,مسافرت,مسافره,مسافرين,مسافر کوچولو,مسافر بين الكلمات,مسافرخانه تهران,مسافر عبدالكريم,مسافر کیارستمی, نویسنده: حامد کاظمی تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 20:36

کاش میشد بجای ما آسمون دلگیر بشه ابرای سپید بیاد یه نموره پیر بشه اینقده گریه کنه اینقده بباره که این زمین خشک و گرم تا یه عمری سیر بشه کاش میشد غما رو شست غصه ها رو خواب کرد. سردی جسم تو رو با مهربونی آب کرد لحظه های با تو رو بین این همه دروغ با یه لبخند قشنگ لحظه های ناب کرد کاش میشد صدای تو پرکنه فضای رو باز بشکنه مهر سکوت رو بشه چهره راز توی شبهای سیاه بجای ماه بشینه صورت قشنگ تو با یه ته چهره ناز کاش میشد نگاه تو خیره باشه تو چشام قبله باشه سمت تو،توبشی خود خدام توی این سکوت شب بعد عمری عاشقی طوری درگیر تو شم تا نفهمم که کجام کاش میشد با چشم چپ یا

برچسب: کاش میشد,کاش میشد زندگی تکرار داشت,کاش میشد سرنوشت از سرنوشت,کاش میشد گنه پنجره,کاش میشد آدمی وطنش را,کاش میشد باز کودک میشدیم,کاش میشد زندگی از سرنوشت, نویسنده: حامد کاظمی تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 18:34

سلام ببخشید چند وقت نبودم

دوستون دارم به اندازه تمام دلتنگیهایم...

به اندازه تمام خوشی های پنهان شده ام...

به اندازه شیطنت های سرکوب شده ام...

ولی هر جایی هستین خوشبختی و شادیتان را ارزو میکنم...

ممنون که در بخشی از زندگی من خاطره خوبی برایم بجا گذاشتید...

خاطره ای که یاد آوریش خنده ای گریه دار است...

......

دلتنگتونم...

برچسب: تنها برای تو,تنها برای تو مینویسم,تنها تو بمان,تنها تو,تنها تویی در خلوت تنهاییم,تنها تو را دوست دارم,تنها توی ایرون,تنها تویی,تنها تو بخند,تنها تو میمانی, نویسنده: حامد کاظمی تاريخ: جمعه 12 شهريور 1395 ساعت: 10:33

وقتی نگاهم میکمی

گیرائیه چشم شما

دل را به جائی میبرد

جائی شبیه یک کما

لب مات و مبهوت بیصدا

مجنون و شیدا می شود

چیزی شبیه قرص ماه

در صحنه پیدا می شود

یک ناخودآگاه عجیب

بی واسطه بی خوب و بد

یک جاذبه از نوع عشق

دل را به سمتت می کشد

فورا بدون حاشیه

آغوش را وا می کنم

دنیائی از مهر تو را

در قلب خود جا می کنم

در قطره های اشک شوق

حسرت می ریزد زمین

وقتی نگاهم می کنی

من عاشقت هستم همین

برچسب: وقتی نگاهم میکنی,وقتی نگاهم می کنی آنقدر زیبا می شوی, نویسنده: حامد کاظمی تاريخ: جمعه 12 شهريور 1395 ساعت: 10:31

اشکی که بر گونه نشست

تاوان یک دلدادگی است

بعد از هزاران آرزو

پایان عمری سادگی است

اشکی که بر گونه نشست

یک اعتراض ساده است

بغض ترک خورده ای از

احساس یک دلداده است

اشکی که بر گونه نشست

آغاز دوران غم است

تصویری از آینده ی

سیاه و سرد و مبهم است

اشکی که بر گونه نشست

یک حسرت بی انتهاست

در اعتراف ساده ای

تاوان دوری از خداست

برچسب: اشک چشماشون روی گونه هاشون,اشک رو گونه,اشک بر گونه,گونه گونه اشک, نویسنده: حامد کاظمی تاريخ: جمعه 12 شهريور 1395 ساعت: 10:30

خدا همین حوالی استتو یه دل شکستهتو یه نگاه خیسیکه دل به خنده بسته خدا همین حوالی استتو قلب مهربونیکه با یه دنیا غصهاز عشق میده نشونی تو انتظار عاشقدر وقت چشم براهیتو قطره های اشکیکه مونده تو نگاهی خدا همین حوالی استوقتی نباشه آهیوقتی تموم شه با عشقشبای چشم براهی وقتی میبخشی در اوجدلت از کینه خالی استلبخند بزن که حتماخدا همین حوالی استپی نوشت:باور کنیم خدامونخدای قشر خاص نیسچشم وا کنیم ببینیمکه خدا کاسب خدا کیستو یه مکان معلوم دنبال اون نباشیماز بحران خرافاتیه روز باید جداشیمبریم سمت خدامونتو وقت راز و نیازدنبال اون نگردیمتو ذرق و برق حجازداد بزن

برچسب: خدا همین حوالی است, نویسنده: حامد کاظمی تاريخ: جمعه 12 شهريور 1395 ساعت: 10:29

شعرمن تصویر خوب عاشقی استوصف انسان قشنگ و لایقی استیک فرشته در وجود یک بشردر هجوم هر بلا چون عایقی استشعر من وصف خدا بی ادعاست مادری که روز و شب در فکر ماستآغوش گرمش مامنی بی ادعادرغروب عاطفه در گریه هاستشعر من وصف تمام عاطفه است مادری که عرف دنیا را شکستاو برای من نشست و قصه خواندسرنوشتم تار و پودش را گسست شعر من وصف نگاه مادر استانکه از حور و ملک بالاتر استهر که مادر دارد و حالش خوش استدست و پایش را نبوسد کافر است

برچسب: وصف مادر,وصف مادر در یک جمله,وصف مادربزرگ,وصف مادر شعر,بهترین وصف مادر,در وصف مادر,در وصف مادر از دست رفته,شعر در وصف مادر,در وصف مادر بزرگ,جملات وصف مادر, نویسنده: حامد کاظمی تاريخ: جمعه 12 شهريور 1395 ساعت: 10:29

دوماد به این عزیزی بدست آوردی مفتیخانمی قشنگم چی شد بله رو گفتی؟زرنگترین بانوی این دور و بر تو بودیچه شاخ شمشادیو مال خودت نمودیعجب داماد خوبی کسی شبیه مجنونیه گل پسر یه عاشق یکمی بهتر از اونتبریک بابت عشقت تبریک بابت دامادخوش بحالت خانمی خدا منو بهت دادراستی نگفتی اخه چی شد بله رو گفتی؟قند تو دلت آب میشه وقتی یادش می افتی از طرز اون نگاهت معلومه که عاشقیدوماد به این خوبی رو به نظرم لایقییه روز دمپایی دستت الانم که ملاقهاین که نشد خانمی یه ابراز علاقهدست به کمر وایسادی نگا به ظرفا داریبله که سهله خانم به روی چشم، آری

برچسب: نویسنده: حامد کاظمی تاريخ: جمعه 12 شهريور 1395 ساعت: 10:28

اگر مثل توئی در آسمان بودخدا در عشق تو شب نیمه جان بوددلش همچو دل من بیقرار و غمش در شعر او آتشقشان بوداگر مثل توئی در آسمان بوددلش دریا و عشقش بیکران بودنگاهش قبله گاهی باشکوه ودو پلکش محور ثبت زمان بودـ اگر مثل تویئ در آسمان بودکمند زلف او چون کهکشان بودهمه حور و ملک بی خواب بودنتمام عشقشان از عمق جان بوداگر مثل تویی در آسمان بودهمین شیطان بمانند من(منه) مردچنان محو تماشای تو میشدکه هر شب پیش پایت سجده میکرد اگر مثل توئی در آسمان بوددلش همچو دلت آئینه سان بودخودش وقف کسی و مهربان بودگمانم او خدای این جهان بود شعر را برای حضرت بانو خواندم فرمودند: ت

برچسب: نویسنده: حامد کاظمی تاريخ: جمعه 12 شهريور 1395 ساعت: 10:28

تو بگو چیکار کنموقتی دلتنگ تواموقتی واسه خنده هامبد جوری لنگ تواموقتی اسم تو میادمیون هر نفسموقتی تو تنهائیامتو میشی همه کسماین همه دلتنگی روتو بگو چیکار کنمتو بگو چیکار با ایندل بیقرار کنمهرجایی رو میکنمتو رو اونجا میبینمکنار پنجر ه هاچشم براهت میشینموقتی عکست روز و شبچسبیده روی لبامچشامو میبندم ونمیفهمم که کجامهمه حرفام توی اشکخالی میشه رو زمین چشم براه گوشه نشینروزگارم شده اینتو بگو چیکار کنم با دو چشم خیس خیسو دلی که توی اونهیشکی همرنگ نیستو بگو چیکار کنمبا دل غم خورده امتو به دادم نرسیبه خدا من مرده ام

برچسب: تو بگو چیکار کنم,خدایا تو بگو چیکار کنم,خدا تو بگو چیکار کنم؟,خدایا تو بگو چکار کنم,ای خدا تو بگو چیکار کنم,خدايا تو بگو چيكار كنم,خدایا تو بگو من چیکار کنم,تو بگو چکار کنم,تو بگو من چیکار کنم,خدا تو بگو چکار کنم, نویسنده: حامد کاظمی تاريخ: جمعه 12 شهريور 1395 ساعت: 10:27

صفحه بندی